X
تبلیغات
رایتل

گذر اول : وقتی که خاطره ها ناب میشود با یادشان دلم بیتاب میشود


گذر دوم : گاهی اوقات اونقدر غرق کار و درس و دانشگاه و طرح و پول و آدما میشم که یادم میره یه روزی قراره از این دنیا برم وقتی به هوش میام عرق سردی رو پیشونیم میشینه و این سوال ، آخرش که چی؟ و روی دوشم باری به اندازه یک کوه سنگینی میکنه و سر آخر چشامو میبندم و کار و درس و دانشگاه و طرح و پول و آدما.....


گذر سوم : خسته و کوفته از سر کار میای روحیت کسله و میخوای یه چیزی شارژت کنه میری دم تلویزین میشینی ، شبکه فلان یکی داره خود کشی میکنه ، شبکه فلان چشای یه شورشی رو در میارن ، اون یکی یه آخوندی داره روزه می خونه و ...فرداش که میری سرکار خاطره تلخ اتفاقاتی که تو فیلم افتاده ذهنتو مشغول میکنه و راندمان کاریتو حسابی میاره پایین


گذر چهارم : برادر زادم شهریار که یه ماه پیش دنیا اومد . تو این مدت هر چی زور زدم یک شعری براش بگم نشد ، عکسشو آوردم حالشو ببرید!



گذر پنجم :از طبیعت میشه ایده های جالبی گرفت من از طبیعت زیر چن تا ایده گرفتم.


1- چی میشه آدم گربه باشه اونوقت مجبور نیست مدرسه بره مجبور نیست دانشگاه بره مجبور نیست کار کنه . فقط یه جا لم میده و میخوابه!
2- چه قدر خوبه آدم یه گربه ناز داشته باشه
3- چرا گربه این همه جا رو لاستیک نشسته؟لاستیک گرما رو تو خودش نگر میداره . اگه یه متکایی بسازم که الیاف پلاستیکی درش به کار رفته باشه میتونم اونو بذارم دم آفتاب یا بخاری که گرم شه بعد موقع خواب بگیرم زیر سرم ، چه حالی میده !

گذرششم :اینجا هوا داره سرد میشه من هم از سرما فراریم . همیشه خدامونو شکر میکردم که جهنمش آتیشه و گرم واونجا دیگه خبری از سرما نیست . اما از خدای مسیحیا خوشم نمیاد چون جهنمشون یخبندانه و سرد!!!

گذر هفتم : عزیزی ازم پرسید به روح اعتقاد داری؟

گفتم آره
گفت: ای سگ تو روحت !