X
تبلیغات
رایتل

گذر اول: حاجی ! ما دلمان بد جوری خراب است مثل این ساختمان های فرسوده بابل .تو گویی سالهاست که ما خرابتیم.






گذر دوم: بعضی عکس ها دل آدم را کباب میکند! آخ گفتی کباب و دلمان را باز کباب کردی . هیچی به اندازه کباب به آدم حال نمی ده بالاتر از اون نشخوار بعدشه . بشینی یه گوشه و لم بدی و ناچ ...نوچ.....

ولی خودمانیم واقعا دل آدم را کباب میکند این....نه منظورم این عکس نیست .این کبابی های شهر .نامردها پیه ای در آتش می اندازند تا بوش همه جا را بگیرد آن وقت تو را به راحتی  به دام می اندازند. خدا ازشان نگذرد . نخوری نمی شود! بخوری میرود توی پاچت! راه حل سوم آن است که بروی به ساندویچی بغل همان کبابی و ساندویچ شامی سفارش دهی و  با بوی کباب نوش جان کنی و حالش را ببری.

در هر صورت این عکس دل آدم را کباب میکند!!




گذر سوم : موش ها هوش دارند

امان از این موشهای شهر بابل . به راستی یک پا رنجر اند برای خودشان! هر کاریشان کنی باز کارشان را میکنند.

چند وقت که چه عرض کنم ،مدت مدیدی است بین عمران یکی از کارگران شرکت و موشها جنگی  سخت در گرفته بدین قرار

عمران : قند ها و روغن را در یک پلاستیک میگذارد به روی میز

موش : قند ها را می خورد ، روغن مایع را سوراخ کرده و روغن به همه جا ریخته

عمران : قند ها را در یک شیشه میریزد و درش را  میچرخاند تا خوب سفت شود

موش : درش را به گونه ای مرموز باز می کند ( بایستی میچرخاند تا باز شود)،قند ها را تماما می خورد ، شیشه از جای خود تکان نخورده (30سانت ارتفاع)

عمران :قند و روغن را روی قفسه ظرف ها میگذارد و خوب دور و برش را بررسی میکند که مبادا سوراخی و راهی برای موش ها باشد

موش : قند ها را میخورد و روغن را سوراخ میکند

عمران : یک جانونی ضامن دار می آورد و قندو روغن را در آن قرار میدهد ،رویش یک وسیله سنگین میگذارد

موش : وسایل افتاده،ضامن خورده شده،قندها به تاراج رفته

عمران:قند و روغن را در پلاستیک گذاشته و از سقف آویزان میکند

موش : حتی یک قند هم در پلاستیک باقی نمانده

عمران : قات و عصبانی و مستاصل................................................................................

................چند ورق آهنی ضخیم...............دستگاه جوش..............به تعداد لازم پیچ....و در نهایت: