X
تبلیغات
رایتل

خواستم 

روی کاغذی سرد و سپید 

نام عشق تو گذارم 

ولی  

سرخی و سوزش و گرمای تو را تاب نداشت 

خواستم 

تا به زبان آورم اما 

دم فریاد سکوتی سنگین 

به گلویم ره فریاد ببست 

دل من تاب نداشت 

خواستم 

تا که فراموش کنم نام تو را 

و چنین کردم 

دو سه روزی 

دل من مرد 

روحم افسرد 

به تنم لرزش سردی افتاد 

نام عشق تو ولی جان دگر داد مرا