X
تبلیغات
رایتل

باور داشتن به یک نفر با ارزش تر است یا فداکاری کردن برای یک نفر؟ به نظرم می آید که ما در روابط عاطفی مان بیشتر درگیر یک موضوع هستیم و آن هم فداکاری کردن. می خواهیم برای مادر فداکاری کنیم یا برای عشق خود یا برای دوستان. می گوییم من حاضرم این کار را برایش انجام دهم چون دوستش دارم می خواهم به او بگویم بله چون دوستش دارم . می خواهم این ده میلیون تومان را بدهم به فرزندم که باهاش کار کند چون دوستش دارم . می خواهم با رفیقم شریک شوم چون دوستش دارم و  از این دست فداکاریهادر زندگی روزانه مان بسیار است. هر روز کوچک و یا بزرگ ولی همیشه هست و خرسندیم از این فداکاری اما هیچ گاه به خودمان اندیشیده ایم که می توانستیم در تمام این لحظات که آن کارها را انجام می دادیم حس برتر و بالاتر از فداکاری داشته باشیم و آن حس باور است. 

چرا سعی نمی کنیم آنهایی را که دوست داریم باور داشته باشیم و همه آن کارها را از روی باور انجام دهیم نه فداکاری مثلا کاری که پدر ازم خواست انجام می دهم چون باورش دارم با دوستم شریک می شوم چون به توانایی هایش باور دارم با او زندگی می کنم چرا که او را باور دارم . به نظرم باور دوستی ها را بیشتر می کند و پیمان ها را محکمتر. 

فدا کاری در روابط حالت فرسایشی ایجاد می کند یک جایی را خراب می کند این طور نیست؟ 

 چند روزی درس نمی خواندم و مغزم بیکار بود وهمین طور می خواست یک چیز را بگیرد و آنالیز کند دیگر ببخشید البته یک چیزهای دیگری هم آنالیز کردم ولی این بهترینشان بود!!