X
تبلیغات
رایتل

این روزها برا هر مرد جوونی به سن و سال من روزای سختیه.نه بذار بهتر بگم این روزا خیلی خاصه .در واقع شایدم این روزها تعبیر درستی نباشه. شاید بهتره بگم این سالها.روزهایی که نه مسئولیت یه زندگی به دوشته و نه میتونی مدعی باشی که کاملا فارق از بار مسئولیتی . چون هر چند هنوز خونواده ای تشکیل ندادی اما دیگه باهاس شرایط لازم برا این کار رو مهیا کرده باشی.

یه چیز دیگم این وسط هست و اون برنامه ها هدفای بلندیه که داریم و برا رسیدن به اونها تا اینجا زحمت کشیدیم و حالا یه همت و کار مضاعف! ده ساله ای می خواد تا بتونی آرمان هاتو محقق کنی . واین کارکلی هزینه داره . این کار مسئولیت داره . هزینه ای به مراتب بیشتر از یه خونواده داشتن یه خونه داشتن.اما هنوز اول راهی هنوز به اون بازدهی لازم نرسیده کارات . هنوز نمی تونی بگی که کارات رو رواله یا زندگیت رو غلتکه. مجبوری برا اینکه ایده هات محقق شه خرج کنی خرجی بیشتر از اونچه که در میاری. الانم که نتیجه ارشدم خراب شده این یعنی یه سال دیگه باهاس بخونم این یعنی یک سال دیرتر به هدفم میرسم این یعنی یک سال دیرتر امنیت مالی پیدا میکنم این یعنی اگه قراری بود دیگه  نیست . این یعنی همه چی افتاده عقب . و من فقط به همه این چیزها نگاه می کنم و به خودم می گم تا خدا چی بخواد. روزها میرم سرکار و عصر ها بر می گردم خونه و توی ساعات اضافی میرم دنبال ایده های خودم کارهای خودم . فقط تنها چیزی که برام مسلمه اینه که وقتم نباید هدر بره . زندگیم انگار روحی نداره اما می تونم تحمل کنم ولی فقط تحمل می کنم همین!