X
تبلیغات
رایتل

یک زنی می خواهم از جنس بلور

آید از انگشت او هر کدام امواج نور


قانع و بی ادعا و با ادب

خوشگل و زیبا تو گویی ماه شب


خانه اش هر جا که باشد عیب نیس

باشد اینجا یا که در شهر ونیس


چست و چابک باشد اندر شست و شوی

نرم و نازک باشد اندر گفت و گوی


چون که فرمانش دهم فرمان برد

جان بخواهم خویش را گربان درد


روز و شب باشد به مطبخ کار او

می زنم ششدانگ آن را نام او


آنچنان روبد همه زیر و زبر

کس نیابد لکه بر دیوار ودر


بچه زاید تر گل و ورگل سه چار

عافیت دارد مرا اندر کنار


باز گویم نکته ای اندر لفاف

باشد اینجانب کمی در انعطاف


گر نیاید یافت اینسان دختری

آنچه گفتم خود کنم در نوکری