X
تبلیغات
رایتل

به نظر میاید که هیچ چیز نمی تواند مرا آرام کند

حتی صدای آب

حتی صدای خوش زنی در پشت یک نقاب

حتی خیال خواب


تو گو که قلب من از پا فتاده است

گویی که دست در دامن سودا نهاده است

با هر تپش به سمت فاجعه پا نهاده است

قلبم چه ساده است


هی می زنم نفس که قوایم فزون شود

چون می رسد نفس به نفس سر نگون شود

یا این چنین نشود آه درون شود

کی می شود که غصه ها زِ دلم برون شود